حسن سيد اشرفى

459

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ذكر شده است براى آنها ( اقوال ) از استدلال ، و گنجايش ندارد مجال ، تفصيل آنها ( اقوال ) را ، و هر شخصى اراده كند آگاهى پيدا كردن بر آنها ( اقوال ) را ، پس بر او ( شخص ) است [ مراجعه ] به مطوّلات . نكات دستورى و توضيح واژگان و توضيح ذلك : مشاراليه « ذلك » جواب مصنّف به استدلال اعمّى در وجه سوّم مىباشد . و هى انّ الاوصاف العنوانيّة : ضمير « هى » به مقدّمه برمىگردد . الّتى تؤخذ الخ : كلمه « الّتى » صفت براى كلمهء « الاوصاف العنوانيّة » و ضمير نايب فاعلى در « تؤخذ » به « الّتى » برمىگردد . تكون على اقسام : ضمير در « تكون » به اوصاف عنوانيّه برمىگردد . احدها : ضمير در « احدها » به اقسام برمىگردد . الى ما هو فى الحقيقة الخ : ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى ذات برمىگردد . لمعهوديّته : ضمير در « معهوديّته » به موضوع برمىگردد . لاتّصافه به : ضمير در « اتّصافه » به موضوع و در « به » به عنوان يعنى وصف مشتقّ برمىگردد . ثانيها ان يكون : ضمير در « ثانيها » به اقسام و در « يكون » به اخذ عنوان برمىگردد . الى علّيّة المبدأ للحكم : مقصود از « المبدأ » مبدأ اشتقاق مشتقّ كه اخذ در عنوان شده مىباشد . صحّة جرى المشتقّ عليه : مقصود از « جرى » حمل كردن بوده و ضمير در « عليه » به موضوع يعنى ذات برمىگردد . و لو فيما مضى : يعنى « و لو كان صحّة الجرى فيما مضى » مقصود آن است كه تنها حدوث صفت و مشتقّ بر ذات كافى است براى ثبوت حكم بر موضوع . ثالثها ان يكون لذلك : ضمير در « ثالثها » به اقسام و در « يكون » به اخذ عنوان برگشته و